کتاب اوستا تاریخ روشنی ندارد و تنها بخش گاهان آن منسوب به زردشت است. بنابراین این کتاب حتی بنابر مبانی آیین زردشت از اعتبار لازم برخوردار نیست.

کتاب اوستا که امروزه در دست ما است دارای پنج بخش است: یسناها، یشت‌ها، ویسپرد، خرده اوستا و وندیداد. یسناها شامل هفده سرود قدیمی به نام گاتاها یا گاهان است که منسوب به خود زردشت است. به سخن دیگر، از میان این پنج بخش فقط هفده سرود را سرودۀ خود زردشت دانسته‌اند، که برخی محققان، آن مقدار را نیز از خود زردشت نمی دانند.[۱] به طور مثال، موله اعتقاد داشت گاتاها اثر مولفین گمنامی بوده که از اسم زردشت (خواه وجود تاریخی داشته و یا نداشته باشد،) به عنوان انسانی «پیش نمونه» استفاده کرده‌اند.[۲]

مهمترین موضوع گاتاها آن است که اهورامزدا بالاتر از ایزدان دیگر قرار گیرد و اشه (راستی یا دین بهی) به همۀ مردم آموزش داده شود. سوشیانت‌ها، عالم پس از مرگ، پل داوری (چینود)، ثنویت کیهان شناختی، اصالتِ روان گاو، و مبارزه با پرستش دیوان، مهمترین موضوعاتی هستند که در گاتاها می‌توان یافت.

نکتۀ بسیار مهم دیگری که راجع به گاتاها وجود دارد و مورد پذیرش هم وطنان زردشتی مان نیز می باشد این است که « زردشت فقط گاتاها را سروده‌است و هر آنچه از آداب و رسوم زردشتی وجود دارد، انجمن مغان [بعداً] آنها را وضع کرده‌اند.»[۳]

این سخن بدین معنا است که در گاتاها از هیچ آداب و سنن ویژه‌ای که امروزه در میان زردشتیان رایج است سخنی گفته نشده‌است و همۀ آیین‌های زردشتی را انجمن مغان، به صلاحدید خویش وضع کرده‌اند. به سخن دیگر، انجمن موبدان که دنباله رو انجمن مغان است در این زمینه قادر است هر آنچه را صلاح می بیند، وضع کرده و به اصل دین نسبت دهد. بر اساس همین استدلال و مبنا بود که در زمان ساسانیان، آداب عجیب و غریب تطهیر و تعزیرات شرعی ساخته شده و به دین نسبت داده شد: « دستِ انجمن موبدان که دنباله رو مغان است باز گذاشته شده‌است تا هر زمان که لازم بدانند سنت‌ها را تغییر داده یا اصلاح نمایند، به شرطی که مخالف با آموزه‌های گاتاها نباشد.».[۴]

از آنچه بیان شد این مطلب روشن می گردد که غیر از یک سلسله باورهای کلی که در گاتاها آمده‌است، باقی قوانین، آداب و عقاید زردشتی، وحیانی نبوده و دست آورد خرد بشری و از دریچۀ اندیشۀ مغان طراحی شده‌است.

سؤالی که در این موضوع متوجه زردشتیان می شود این است که

آنان با چه دلیل اوستا را کتاب آسمانی و منسوب به زردشت می دانند؟

آیا این کتاب با اینکه تنها یک بخش آن منسوب به زردشت است چگونه قابل پیروی برای زردشتیان است؟

پی نوشتها

[۱]. رک:  هاشم رضی، زرتشت و تعالیم او، تهران، فروهر،۱۳۶۰ش. فصول اول تا سوم.

[۲]. بویس، تاریخ کیش زرتشت، ج۱ ص ۲۶۶، ترجمه همایون صنعتی زاده، تهران، توس،۱۳۷۴ش.

[۳]. خورشیدیان، پاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان: ۸۵

[۴]. خورشیدیان، پاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان، ص ۱۰۸، تهران، فروهر، ۱۳۸۷ش.