اشاره:
طهارت، اصطلاحی فقهی و عنوانی عمومی است برای حالتی که با برخی افعال شرعی مثل وضو، غسل و تیمم پدید میآید و نیز چیزهایی که باعث از بین رفتن نجاسات میشوند و در فقه شیعه به آنها مُطَهِّرات یا پاککنندهها میگویند. طهارت از نجاست جزو شرایط صحیح بودن برخی از عبادات مثل نماز است. طهارت ظاهری پاک بودن بدن و لباس از نجاسات است، طهارت باطنی پاکی و نورانیتی است که از طریق وضو، غسل یا تیمم حاصل میشود و طهارت اخلاقی به معنای خالی شدن روح از آلودگیهای شرک و گناه است.
خداوند متعال در سوره مائده فرموده است «اى کسانى که گرویدهاید، چون براى نماز برخیزید، صورت و دستهاى خود را تا آرنج بشویید … تا آنجا که مىفرماید باشد که شکر او بجا آورید.»[۱] امام باقر (علیه السّلام) فرموده است، پیامبر (صلّى الله علیه و آله) روزى همراه یاران خویش نماز صبح گزاردند و سپس همراه اصحاب خود نشستند و با ایشان به گفتگو پرداختند، چون آفتاب طلوع کرد، یاران یکى پس از دیگرى رفتند تا آنکه دو تن باقى ماندند که یکى از ایشان از انصار مدینه و دیگرى از قبیله ثقیف بود، پیامبر به آن دو فرمودند مىدانم شما را مسألهیى است که مىخواهید بپرسید، اگر مىخواهید پیش از آنکه از من بپرسید مسأله شما را خودم بازگو کنم و اگر مىخواهید خودتان طرح کنید، گفتند:
اى رسول خدا! شما به ما از سؤال ما خبر بده که موجب رفع بیشتر شبهه و کوردلى است و دورتر از هر شک و تردید و ثابتکنندهتر ایمان است، پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرمودند:
اى برادر انصارى تو از قومى هستى که همواره ایثار مىکنند، وانگهى تو شهرنشینى و این مرد ثقفى، صحرانشین است. آیا اجازه مىدهى نخست پرسش او را طرح کنم؟
گفت: آرى و پیامبر (صلّى الله علیه و آله) به آن مرد ثقفى فرمودند: اى برادر! تو آمدهاى تا در باره وضوى نماز خود و میزان ثواب آن بپرسى، اکنون بدان که چون دست در آب برى و بسم الله الرحمن الرحیم بگویى، گناهانى که دستهایت انجام داده است فرو مىریزد و چون چهره خویش را بشویى، گناهانى که چشمهایت با نگریستن ناروا فراهم آورده است فرو مىریزد و همچنین گناهانى که زبان و دهانت از راه گفتار ناصواب به دست آورده است فرو مىریزد و چون دو دست خود را بشویى، گناهان دست راست و چپ تو فرو مىریزد و چون بر سر و پشت پاهاى خود مسح کشى، گناهانى که به سوى آن قدمهایت گام برداشتهاند فرو مىریزد، و این پاداش وضوى تو است. دنباله این خبر به خواست خداوند متعال در فصل نماز بیان خواهد شد[۲].
امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، روزى امیر المؤمنین على (علیه السّلام) همراه پسرش محمد بن حنفیه نشسته بود و فرمود: محمد برایم ظرف آبى بیاور تا براى نماز وضو بگیرم محمد آب آورد، امیر المؤمنین با دست راست آب بر دست چپ خویش ریخت و فرمود «به نام خدا و سپاس خدا را که آب را پاککننده قرار داد و آن را پلید قرار نداد.» سپس بر موضع بول خویش آب ریخت[۳] و گفت «پروردگارا! آلت جنسى مرا در پارسایى و عفت بدار و عورتم را بپوشان و بدنم را بر دوزخ حرام فرماى»، آنگاه مضمضه کرد (آب در دهان گرفت و بیرون ریخت) و گفت «پروردگارا! در آن روز که ترا دیدار مىکنم برهان مرا به من تلقین فرماى و زبانم را به یاد و نام خودت گشاده دار.» سپس استنشاق کرد و آب به بینى خود کشید و گفت «پروردگارا! بوى بهشت را بر من حرام مگردان و مرا از آن محروم مدار و مرا از آنان قرار بده که بوى و رایحه و عطر بهشت را استشمام مىکنند.» آنگاه صورت خویش را شست و گفت «پروردگارا! چهره مرا در آن روز که چهرهها سیاه مىشود سپید بدار و در آن روز که برخى از چهرهها سپید است چهرهام را سیاه مفرماى.» آنگاه دست راست خویش را شست و گفت «پروردگارا! نامه عمل مرا به دست راستم عنایت فرماى و جاودانگى در بهشت را به دست چپم ارزانى فرماى و با من محاسبه آسانى انجام بده.» سپس دست چپ خویش را شست و گفت «پروردگارا! کارنامه مرا به دست چپم عنایت مفرماى و آن
را بسته با غل بر گردنم قرار مده، و از پارههاى آتش به تو پناه مىبرم.» سپس بر سر خود مسح کشید و گفت «پروردگارا! مرا با رحمت و عفو و برکتهاى خود بپوشان.» سپس بر هر دو پاى خویش مسح کشید و گفت «پروردگارا! پاهاى مرا در آن روز که پاها مىلغزد بر صراط استوار بدار و راه رفتن و کوشش مرا در چیزى قرار بده که ترا از من خشنود دارد.» سپس سر خود را بلند فرمود و به پسرش محمد نگریست و فرمود: اى محمد! هر کس مانند این وضوى من وضو بگیرد و همین ادعیه را که خواندم، بخواند، خداى عز و جل از هر قطره آب وضویش فرشتهیى مىآفریند که خداى را تسبیح و تقدیس و تکبیر مىگوید و پاداش آن را تا روز قیامت براى او مىنویسد[۴].
پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرمودهاند: کسى که وضو مىگیرد همین که به آب دست مىزند شیطان از او دور مىشود و چون مضمضه کند، دل و زبانش را با حکمت روشن مىشود و چون آب به بینى خود کشید، خدایش از آتش در امان دارد و بوى خوش بهشت را روزى او فرماید و چون چهره خویش را بشوید، خداوند در آن روز که چهرهها سپید و سیاه مىشود چهرهاش را سپید مىدارد و چون دو دستش را مىشوید، خداوند غلهاى آتشین را بر او حرام مىفرماید و چون بر سر خویش مسح مىکشد، خداوند گناهانش را مىزداید و چون بر پاهاى خویش مسح مىکشد، خدایش در آن روز که پاها مىلغزد او را از صراط مىگذراند[۵] و مؤمن چون با همسر خود همبستر مىشود هفتاد هزار فرشته بال رحمت بر او مىگشایند و چون غسل کند، به هر قطره آب خانهیى در بهشت برایش ساخته مىشود.
موسى (علیه السّلام) گفته است: پروردگارا! پاداش کسى که از بیم تو وضوى کامل مى- گیرد چیست؟ فرمود روز رستاخیز او را برمىانگیزم در حالى که پرتویى میان چشمانش براى او نورافشانى مىکند[۶].
پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرمودهاند: در خواب مردى از امت خویش را دیدم که مقدمات
عذاب گور و فشار قبر برایش فراهم شده بود، وضوى او پیش او آمد و او را از آن حفظ کرد.
امام صادق (علیه السّلام) فرموده است: هر کس یک تار موى خویش را عمدا از جنابت غسل ندهد در آتش است[۷].
امیر المؤمنین فرموده است: هر کس از اینکه خیر و برکت خانهاش فراوان شود خوشحال مىشود، هنگام نشستن بر سر غذا وضو بگیرد یعنى هر دو دستش را بشوید.
و روایت شده است، هر کس وضو بگیرد و نام خدا را بر زبان آورد (بسم الله الرحمن الرحیم بگوید) تمام بدنش پاک مىشود و این وضو، خود کفاره گناهان میان دو وضو است و هر کس بسم الله نگوید، فقط همان اندامهایى که آب به آن رسیده است پاک مىشود[۸].
امام موسى بن جعفر فرموده است: هر کس براى نماز مغرب وضو بگیرد وضوى او کفاره گناهان صغیره او در روز خواهد بود و هر کس براى نماز صبح وضو بگیرد وضوى او کفاره گناهان صغیرهاش در شب خواهد بود[۹].
امام صادق (علیه السّلام) فرموده است: هر کس وضو بگیرد و با دستمال خشک کند براى او حسنه نوشته مىشود و هر کس وضو بگیرد و با دستمال خشک نکند تا خود خشک شود خداى برایش سى حسنه مىنویسد.
پیامبر فرمودهاند: هنگام وضو گرفتن چشمهاى خود را بگشاید شاید آتش جهنم را نبینید[۱۰].
پی نوشت:
[۱] . آیه ششم سوره پنجم( مائده) و براى اطلاع بیشتر از روایات، به بحث مرحوم سید هاشم بحرانى، تفسیر برهان، ص ۴۵۱، ج ۱، مراجعه شود. م.
[۲] . این روایت در امالى صدوق دو بار آمده است.( صفحات ۳۲۸ و ۵۴۹) در منابع اهل سنت از طرق دیگر و نسبتا با تفصیل بیشتر در صفحات ۴ تا ۷ اخبار مکه ابو الولید ارزقى( قرن سوم هجرى) آمده است. رک. به: چاپ مکه، ۱۳۹۸ قمرى و به ترجمه آن به قلم این بنده. م.
[۳] . خوانندگان ارجمند توجه خواهند داشت که چون همواره آب در دسترس نبوده است، گاهى پس از قضاى حاجت و ادرار کردن با سنگ و کلوخ طاهر خود را پاک و خشک مىکردهاند و به هنگام وضو، شستن آلت براى زدودن نجاست با آب واجب بوده است و در این مورد باید به کتابهاى فقهى و رسالههاى عملیه مراجعه کرد. م.
[۴] . این روایت با ذکر سلسله اسناد در ثواب الاعمال صدوق، ص ۱۶ و در امالى صدوق، ص ۳۳۱ و به نقل از این دو کتاب و فلاح السائل در بحار الانوار، ص ۳۱۸، ج ۸۰، آمده است. م.
[۵] . در امالى صدوق، ص ۱۱۵، آمده است. م.
[۶] . همان کتاب، ص ۱۲۶٫ م.
[۷] . در ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صدوق، ص ۲۷۳، چاپ آقاى غفارى، ۱۳۹۱ قمرى آمده است. م.
[۸] . در علل الشرائع صدوق، ص ۲۷۳، ج ۱، آمده است. م.
[۹] . در ثواب الاعمال، ص ۱۷، آمده است. م.
[۱۰] . در ثواب الاعمال، ص ۱۷ و علل الشرائع، ص ۲۶۶، ج ۱ آمده است. م.