حدیث دوات و قلم که به حدیث قرطاس نیز معروف است در متون معتبر اهل‌سنت به صورت گسترده منعکس شده‌است. این حدیث مطلبی را بیان می‌کند که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) می‌خواسته‌اند وصیت‌نامه‌ای بنویسند تا امتش با تمسک به آن گمراه نشود. متن حدیث با تفاوت‌های بسیار جزئی در متون حدیثی اهل‌سنت نقل شده که از نظر معنا یک مطلب را می‌رسانند؛ اما در عین حال در بیشتر نقل‌ها دستور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مبنی بر آوردن قلم و دوات برای نوشتن وصیت‌نامه، ناشی از شدت مریضی بر رسول خدا پنداشته شده و در برخی دیگر سخنان حضرت العیاذ بالله هذیان و یاوه‌گویی تلقی گردیده است.

 در این حدیث بنابر نقل متون معتبر اهل‌سنت آمده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مریض بود و مردم در خانۀ او جمع شده بودند. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله)  در این حال فرمود بیاورید تا نام ه­ای برای شما بنویسم که بعد از آن هرگز گمراه نشوید. عمر بی‌معطلی گفت مریضی بر رسول الله (صلی الله علیه و آله) غلبه کرده است و قرآن در نزد شما[در نزد ما] است و کتاب خدا ما را کافیست. بعد از این سخن عمر، کسانی که در خانه بودند دچار اختلاف شدند و با هم دشمنی ورزیدند. برخی از آنان می­ گفتند نزدیک شوید تا نام ه­ای برای شما بنویسد که بعد از آن هرگز گمراه نشوید و برخی دیگر همان را می‌گفتند که عمر گفت و چون اختلاف و هیاهو در حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله)  از حد گذشت، رسول الله (صلی الله علیه و آله) فرمود از پیش من برخیزید. بعد از آن ابن‌عباس مدام می‌گفت مصیبتی بزرگ آن اختلاف و هیاهویی بود که بین رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) و آن نامه­ای که برای آنان می‌خواست بنویسد حایل شد.[۱] صحیح بخاری این حدیث را در باب «مرض النبی (صلی الله علیه و آله) و وفاته» نیز ذکر کرده، منتها «قال عمر» را به«قال بعضهم» تبدیل کرده است.[۲]

حالا سوال ما از اهل سنت این است که  آیا مخالفت عمر با خواسته رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مصداق آیه «وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَتَعَدَّ حُدُودَهُ یُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فیها وَ لَهُ عَذابٌ مُهینٌ»[۳] نمی شود که فرماید: و آن کس که نافرمانى خدا و پیامبرش کند و از مرزهاى او تجاوز نماید، او را در آتش وارد مى‏ کند که جاودانه در آن خواهد ماند و براى او مجازات خوار کننده است. و آیا آیه«وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَهٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبیناً [۴]که می فرماید و هیچ مرد و زن با ایمانى حق ندارد هنگامى که خدا و پیامبرش حکمى را لازم بدانند اختیارى از خود (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هرکس نافرمانى خدا و رسولش را کند به گمراهى آشکارى گرفتار شده است» شامل حال عمر نمی شود؟

پی نوشتها

[۱]. محمد بن اسماعیل بخاری، بیروت، ج۵ص۲۱۴۶، باب قول المریض قوموا عنی، و ج۶ص۲۶۸۰ باب کراهیۀ الاختلاف، دار ابن کثیر الیمامه، چ۳، ۱۴۰۷ق – ۱۹۸۷م. ؛ مسلم بن حجاج ابوالحسین قشیری نیشابوری، صحیح مسلم، باب ترک الوصیه لمن لیس له شئ، ج۳ص۱۲۵۹،  بیروت، دار احیاء التراث العربی(محقق: محمد فؤاد عبدالباقی). ؛ محمد ابن حبان بستی، صحیح ابن‌حبان، باب ذکر ارادۀالمصطفی کتبه الکتاب لئلا یضلوا بعده، ج۱۴ص۵۶۳، بیروت، موسسه الرساله، دوم، ۱۴۱۳ق- ۱۹۹۳م. ؛ احمد بن شعیب نسایی، سنن نسایی، ج۳ص۴۳۳، باب کتابۀ العلم؛ و ج۴ص۳۶۰، باب صلاۀ المریض بالعائد، بیروت، دارالکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۱ق- ۱۹۹۱م، (محقق: عبدالغفار سلیمان البنداری). ؛ ابو عبدالله احمد بن حنبل شیبانی، مسند احمد، ج۱ص۳۳۶ مصر، موسسه قرطبه، بی‌تا. ؛ فضائل القرآن، محمد بن عبدالوهاب، فضائل القرآن، ص۳۲، باب اذا اختلفتم فقوموا، ریاض، مطابع الریاض، اول.

[۲] . صحیح بخاری، ج۴ ص۱۶۱۲.

[۳] . النساء، ۱۴.

[۴] . احزاب،۳۳.